بازجو : بگو
متهم:چه چیز را بگویم ؟
( کشیده ای به گوش متهم حواله می شود )
بازجو:من نمی دونم .
متهم : پس من چه چیز را بگویم ؟
( برخورد سریع و برق آسای نوک تیز کفش بازجو به لای پای متهم . عرق او را در می آورد )
بازجو: هرچه را که ما نمی دونیم تو باید بگی .
...............
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه 22 فروردین1385ساعت 15:4  توسط کریم شجاعی
|
ما نباید فراموش بکنیم که ما خدای خود را خودمان خلق کرده ایم .
و او خدایی شبیه خودمان و کاملا وابسته به ماست و با
وجود آنکه ما هیچ وابستگی و شباهتی به او نداریم اگر
ما او را سرزنش کنیم در واقع خودمان را سرزنش کرده
ایم . اگر وجود او غیر قابل توجیه بنظر می آید بدلیل
آنست که ما عقل و ادراک خود را هنوز به آن حد بالا
نبرده ایم که بتوانیم و جود او را توجیه کنیم .
و هروقت ما خود کامل و جامع شدیم او نیز کامل و جامع
خواهد شد .
آیا ممکن است به او نزدیک شویم ؟ اگر ما بدون آنکه او
را ببینیم از کنارش رد شویم دلیل بر آنست که کور
هستیم .
وقتی می گوییم او خیلی بزرگ است دلیل آنست که ما
خیلی کوچک هستیم و بالاخره وقتی می گوییم او خیلی
بلند است دلیل بر آنست که ما خیلی کوتاه هستیم .
ساعت شنی - مترلینگ
+ نوشته شده در سه شنبه 15 فروردین1385ساعت 14:2  توسط کریم شجاعی
|
احمقانه است که بگوییم خدا جهان را خلق کرده است . همچنین احمقانه است که بگوییم جهان خدا را بوجود آورده است . زیرا جهان و خدا یکی هستند و زندگی آنها با یکدیگر ملازمه دارد و هیچیک خلق نشده اند و از ازل بهمین صورت هستند .
( ساعت شنی ـ مترلینگ )
+ نوشته شده در چهارشنبه 9 فروردین1385ساعت 0:15  توسط کریم شجاعی
|
خدایا از آن پرنده کوچک سبز اگر خبر داری
بهار امسال را پر از سلام و ترانه کن

+ نوشته شده در سه شنبه 8 فروردین1385ساعت 23:58  توسط کریم شجاعی
|