تبليغاتX
اسرارازل

اسرارازل

حیرانیم و سرگردان و در این پیچ و خم صعب العبور . هموار می کنیم انسان را

از دیگران

 

این متن از وبلاگ ( دنیای ان ال پی ) انتخاب شده است

 

برای زندگی طر ح و نقشه داشته باشید.

حتما شما هم با این گفته موافقید که وقتی برای انجام کاری طرحی نداشته باشید. یا آن  کار انجام نمی شود و یا در صورت انجام ، نتیجه مطلوب به همراه نخواهد داشت . شما انرژی ،فراست ،هوش و توانایی انجام کارهای بزرگ را دارید،اما این توانایی بالقوه را در چه جهتی متمرکز کرده اید ؟ چگونه هدف و منظور خود را شفاف می کنید؟ آیا شما هم میروید دم مغازه محلتون و میگین به من جنس بدین ؟؟؟

آرزوهای مبهم که در پس ابرهای تیره و تار پنهان هستند هرگز دست یافتنی نمی باشند. چگونه انتظار دارید آنچه را که نمی توانید تعریف کنید،انجام دهید؟  هدف روشن و مشخص ، شما را بسوی خود خواهد کشید. جزییات اهداف خویش را در نظر بگیرید و مطمین باشید که این کار شمارا به مسیر درست هدایت خواهد کرد. ببینید چه کاری برای امروز خود دارید. آن را انتخاب کنید و بطور شفاف و واضح ببینید و مطمین باشید که ان کار انجام خواهد شد. با طرح و نقشه زندگی کنید و یقین داشته باشید که نتایج بزرگی بدست خواهید آورد..

+ نوشته شده در  چهارشنبه 26 مهر1385ساعت 11:8  توسط کریم شجاعی  | 

از دیگران

 

این مطلب را از یکی از وبلاگهای خوب انتخاب کرده ام ولی متاسفانه نامش را فراموش کرده ام .

 

گاهی اوقات
احتیاج به یه آدمی داری
٬

یه دوستی٬

که واسته روبه‌روت
محکم توی چشمات رو نگات کنه
و بزنه تو گوشت
که تو
٬
صورتت خم شه و دستت رو بذاری روی گونه‌ت و دوباره نگاش کنی
ببینی که خشمگینه
٬

ببینی که از دستت عصبانیه
توی اخم صورتش ببینی که دوستت داره
ببینی که دوستته.
که نگاش کنی
٬ همون‌جوری که دستت روی صورتیه که اون بهش کشیده زده٬
که بهت بگه « تو چته؟ بسه٬
به خودت بیا .. تو چته .. »
که سرت فریاد بکشه ..
که تو یه هو بلرزی
٬

که بری بغلش٬

که بغلت کنه٬

همون دستی که کوبید تو صورتت رو بذاره رو سرت
٬ توی موهات٬
که سرت رو فشار بده توی گودی‌ شونش٬

که تو چشمات رو ببندی٬

روی شونه‌ش گریه کنی٬

بلزی٬

و با خودت فکر کنی که « تو واقعاً چته .. »

+ نوشته شده در  پنجشنبه 20 مهر1385ساعت 11:35  توسط کریم شجاعی  | 

دوست نوشت

*        روحهای کوچک کم عمق و حقیرند .

 

*      اقیانوسها ساده وآسان موج بر نمی دارند.

 

*      هر که بزرگ است آرام است.

 

*      بزرگترین اقیانوس جهان آرام است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 22 شهریور1385ساعت 11:32  توسط کریم شجاعی  | 

مطلب زیر به انتخاب از وبلاگ سماع تقدیم می گردد

حکایت جبر و اختیار  سماع 

همه ما، 

در طى روز، بارها و بارها،

بر سر دوراهى انتخاب مردد مى شويم.

گاه چيزى را به اختيار انتخاب مى كنيم،

و گاه زمانه، چيزى را به اجبار بر ما تحميل مى كند.

 حال ببينيم، رابطه بين اين جبر و اختيار چگونه است.

 تصور كنيد، انتخاب هر راه، بمنزله درى باشد،

كه انتخاب و گشودن آن،

درها و موقعيت هاى تازه اى را،

پيش روى شما قرار مى دهد.

بیایید تصور كنيم، بر سر دو راهى يك انتخاب هستيم.

در اينجا دو در وجود دارد،

كه شايد، تنها بتوان حدس زد،

 كه در پشت هر كدام،

چه انتخاب ها، موقعيت ها و درهاى ديگرى،

ممكن است وجود داشته باشد.

در اين موقعيت،

اينكه شما مى توانيد،

با خواست و ميل خودتان يكى از درها را انتخاب كنيد،

اختيار است،

 و اينكه تعداد درهايى كه در پيش روى شما قرار دارد،

محدود هستند (مثلا اينكه فقط از بين دو در حق انتخاب داريد) جبر.

 حالا فرض كنيم،

شما يكى از درهاى پيش رويتان را انتخاب كرده ايد،

و از طريق آن در، وارد مرحله تازه اى شده ايد.

با اين انتخاب، و ورود به اين مرحله،

از موقعيت ها و درهاى ديگرى،

كه ممكن بود،

با انتخاب در ديگر،

در مقابلتان قرار بگيرد،

به جبر، محروم شده ايد.

 اكنون، باز دو در وجود دارد،

كه اختيار انتخاب هر كدام با شماست،

و نيز، جبر وجود تعداد مشخص و محدودى در، براى انتخاب.

 امتداد اين درها،

راهى مى سازد، براى وصول به الله،

به حقيقتى كه هر ذره،

در عظمت وجود و بلنداى حقيقتش حيران است.

 نكته مهم اينجاست،

كه هرگز يك يا چند بار انتخاب نادرست،

 انسان را از رسيدن، به آن يگانه بى همتا محروم نمى سازد.

در هر كجاى راه، مى توان با انتخاب درست يك در،

سرنوشت را تغيير داد.

اينگونه است،

كه انتهاى مسير زندگى هر انسان، در هر شرايطى،

مى تواند به كمال ختم شود.

                                     خدايا،

                 حقارت انديشه ام را، به بلندای حكمتت

                              بيامرز.       

                                     

+ نوشته شده در  دوشنبه 13 شهریور1385ساعت 14:59  توسط کریم شجاعی  | 

دو کلمه حرف حساب

کریم شجاعی    افکار خود را بزبان میاور و افکاربی تناسب را اجرا مکن . از در آشنایی درآی ولی عوامانه رفتارمکن. دوستانی را که پس از آزمایش برگزیده ای ٬ چون روح خویش با پنجه فولادین محکم بگیر ولی دست خود را با فشردن دست هر فرد سر از تخم بیرون نکرده و پر در نیاورده ای که خود را دوست تو می خواند خسته مکن. از شرکت در نزاع خود داری کن ولی هرگاه دست به آن زدی طوری رفتار کن که رقیب از تو بپرهیزد .به همه گوش فرادار ولی زبان خود را برای همه مگشای . نکوهش دیگران را بپذیر ولی از داوری بپرهیز . تا آنجا که کیسه ات اجازه می دهدلباس فاخر بپوش ولی به دنبال تظاهر مرو.نه از کسی وام بگیر و نه به کسی مدیون شو زیرا وام اغلب هم خود از بین می رود و هم دوست را ازکف می رباید و وام گرفتن باعث کند شدن تیغه صرفه جویی می شود.

( ویلیام شکسپیر )

+ نوشته شده در  یکشنبه 7 اسفند1384ساعت 16:51  توسط کریم شجاعی  |